نقد و بررسی کامل بازی GTA IV

GTA IV

با سلام خدمت شما کاربر عزیز و گرامی.این رو اختصاص دادم به بازی GTA IV که بهد از gta san andereas وارد دنیای بازی ها شد.همان طور که میدانید مجموعه بازی های GTA طرفداران زیادی را برای خود جذب کرده است و با نسخه های جدید خود روز به روز به جمعیت انها  می افزاید.مخصوصا نسخه ی جدید این بازی یعنی gta iv  که بدلیل گرافیک بالا وامکانات جذابی که دارد در دنیای بازی ها طوفانی بر پا کرد .این بازی دارای مراحل بسیار زیبا و اکشن است که گیمر را به مرحله ی بهد دعوت میکند.حال نقد کامل بازی را در ادامه ببینید.

نقد و بررسی را در ادامه ی مطلب ببینیدچشمک  

 

ادامه مطلب ...

نقد و بررسی بازی grand theft auto IV : Episodes frome liberty ci

 
نام بازی :GTA Episodes From Liberty City
سازنده : Electronic Arts
منتشر کننده :Rock star Games
سبک :اکشن سوم شخص- ماجراجویی
تاریخ انتشار :Oct 29, 2009
درجه ی سنی : +17

مقدمه :
خواستم شروع قبل از مقدمه بنویسم اما چه شروعی ؟ GTA را کمتری کسی هست که نشناسد! دنیایی جالب که پر از اتفاقات خاطره انگیز خواهد بود احساس میکنید آزاد هستید هر کجا که دل تان خواست میروید سوار اتومبیل های مختلف میشوید با مردن دعوا میکنید GTA شما را یک قدم جلو تر از واقعیت خواهد بود بازیکن در آنجاست که برای خود نقشی را رقم میزند مسلما همه ی ما دوست داریم در بازی ها آزاد باشیم کارهای زیادی انجام بدیم و یا با تنوع زیادی رو برو باشیم بیشتر ما تنوع طلب هستیم دوست داریم کار های جالبی انجام بدیم و بازی هایی به شکل GTA تا حدودی این نیاز برای ما بر طرف کردن! واقعاً کمتر گیمری هست که تا بحال یکی نسخه از عنوان های مشهور راک استار بازی نکرده باشه بگذریم ... بعد از منتشر شدن سری جدید از جی تی ای (GTA IV) چندی بعد دو DLC برای این عنوان ها منتشر شد اما فقط برای Xbox Live باید 1600 پوینت میتوانستید! دانلود کنید بعد از این همه مشکلات R* تصمیم گرفت دو DLC بر روی دیسک و انحصاری پلتفورم XBOX360 منتشر کنه! از همین رو طرف دارهای X360 هم خیلی خوشحال شدند!
ادامه مطلب ...

نقد و بررسی بازی Grand Theft Auto: San Andreas


GTA از دیروز تا به امروز ... موفق ترین و پرطرفدارترین بازی سال اخیر کنسول PS2 که هیچ رقیبی در مقابل خود نمی بیند روانه بازار شده است . بازیی که هیچگاه فراموش نکرده و تا به اتمام رساندن آن پایش خواهید نشت .
داستان جذاب ، هیجان بالا و موزیک های متنوع از مشخه های این نسخه می باشد ...

توسعه دهنده : Rockstar North
ناشر : Rockstar Games
سبک : اکشن
تاریخ انتشار : 2004/10/26

پس از چندین ماه انتظار سرانجام بازی مورد علاقه همگان روانه بازار شد. کمتر کسی است که با این بازی آشنایی نداشته باشد و تا به حال نام این بازی پرطرفدار و جذاب را نشنیده باشد.
این مجموعه با پیشرفت های زیادی که داشت در دل همگان جای گرفت و به شهرت بالایی دست یافت ، حتی سیاستمداران از این بازی استفاده شیطانی کردند و توسط آکادمی های علمی نیز مورد تحقیق و تفحس قرار گرفت. این مجموعه بیش از هر بازی دیگری ، عواطف را به شدت در طیف گسترده ای از مردم و حتی در افرادی که به بازی های رایانه ای علاقه ای ندارند ، بر می انگیزد .
پیش از این Joe Lieberman کاندیدای ریاست جمهوری این مجموعه را به شدت تکذیب کرده بود و آن را ناخوشایند خواند در حالی که اساتید مقبولی چون Henry Jenkins از موسسه تکنولوژی و فناوری ، ارزش خرید این بازی و بازی های مشابه آن را شرح داد و حتی به طبیعت بی حد و حصر بازی های رایانه ای اشاره کرد. ترکیب محبوبیت و انزجار محتوا باعث می شود که GTA روشن کنند ی راه برای مباحثه در مورد خشونت های بازی های رایانه ای باشد. ایجاد جلوه های جدیدتر در هر کدام از نسخه ها به طور گسترده ای از انتقادهای مردمی جلوگیری کرد و در نتیجه باعث فروش باور نکردنی بازی شد. Liberty City و Vice City هر کدام به نوبه خود جوایز زیادی برای تغییرات اساسی از آن خود کردند و هر دو میلیون ها نسخه فروش داشته اند. نسخه جدید این بازی شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت ، مخصوصا از لحاظ دید نژاد پرستانه ای که داشت ، چرا که این نسخه سیاهپوستان را افرادی خطرناک و قاتلینی حرفه ای و بالفطره جلوه داده است. البته این امر به هیچ وجه تاثیری در فروش نگذاشت و برعکس باعث شد تا در همان شب اول آزاد سازی بازی ، مردم برای خرید بازی صف بکشند تا هرچه زودتر به بازی تاریخی خود برسند و در نتیجه باعث فروش میلیونها نسخه در طی چند ماه شد. نکته اینجاست که قبل از اینکه Rock Star بازی را منتشر کند ، این بازی توسط افرادی ناشناس دزدیده شد و در اینترنت پخش گردید ، همه میترسیدند که تاریخ عرضه بازی تغییر کند ، اما چنین نشد و بازی سر وقت اعلام شده منتشر شد و فروشی حیرت انگیز داشت. قبل از آنکه شروع به بررسی نقاط قوت و ضعف این بازی بکنیم دوست دارم تا نگاهی کوتاه به تاریخچه سری بازی های GTA بیاندازم.

28/02/1998 Grand Theft Auto : بازیی موفق و بی نظیر در نوع خود ... بازیی دو بعدی که در نگاه اول حالت یک بازی بیهوده را داشت ولی بعد از انجام چندین ساعت هرکسی را جذب خود می کرد. شخصا قبل از ورود این بازی هیچگاه چنین آزادی عمل وسیعی را در هیچ گونه بازیی مشاهده نکرده بودم و برای اولین بار بود که با چنین صحنه های جذاب و زیبایی روبرو می شدم. دزدی اتوموبیل ، گوش کردن به آهنگ های مختلف و متنوع ، انجام ماموریت های جذاب و گوناگون از بارزترین و مهم ترین ویژگی های این نسخه به شمار می آمد. خیلی از افراد که پی به وسعت این بازی نبرده بودند آرام آرام متوجه عظمت و زیبایی های حاکم بر این بازی شده و کارشناسان از آن به عنوان یک شاهکار یاد کردند. به همین دلیل کمپانی سازنده به فکر ساخن نسخه دوم و شاهکاری دیگر از این بازی افتاد . اما قبل از نسخه دوم ما شاهد یک اضافه شونده برای نسخه اول این بازی بودیم.



31/03/1999 Grand Theft Auto: London 1969 : یک اضافه شونده نه چندان موفق که به نسخه اول بازی ویژگی های چندان زیادی اضافه نمی کرد و مورد انتقاد بسیاری از طرفداران این بازی قرار گرفت. به غیر از افزوده شدن و ایجاد تغییراتی در منوی اصلی ، موزیک ها و اتوموبیل های موجود هیج ویژگی دیگری در آن به چشم نمی خورد و همین مساله موجب استقبال کم ، طرفداران از این بازی می شد. اما تنها نکته امیدوار کننده ورود نسخه دوم بازی ، شش ماه پس از انتشار این اضافه شونده بود.



30/09/1999 Grand Theft Auto 2 : در این سال همه بازیکنان کامپیوتر با نام GTA آشنا شده و بی صبرانه در انتظار ورود نسخه دوم بودند. این موعد فرا رسید اما این بار هم انتظار طرفداران از این بازی برآورده نشد و مشکلات بسیار زیادی که در دوربین بازی به چشم می خورد انگیزه به پایان رساندن این بازی را در خیلی ها از بین برده و این بازی بسیاری از طرفداران خود را از دست داده بود. هرچند که به عقیده بعضی دیگر این بازی دارای تنوع های زیادی از قبیل تغییر نقشه ، افزوده شدن اتومبیل های جدید و موزیک های متنوع بود اما هیچگاه نتوانست موفقیت های نسخه اول خود را تکرار کند و همین مساله باعث شد تا شاهد تغییراتی بزرگ در GTA و نسخه سوم این بازی باشیم.



20/05/2002 Grand Theft Auto 3 : زمانی حدود سه سال از ورود نسخه دوم بازی می گذشت که شاهد ورود یکی از وسیع و بزرگ ترین بازی های تاریخ بودیم. GTA به یک بازی باور نکردنی و کاملا جذاب تبدیل شده بود. محیط دو بعدی بازی به محیطی سه بعدی تبدیل شده و هیچگونه مشکلی در چرخش دوربین و کنترل شخصیت به چشم نمی خورد. اکنون GTA دارای خط داستانی خاص به خود شده بود. چند شهر بزرگ و وسیع در بازی وجود داشت و گرافیک بی نظیری در بازی به چشم می خورد. چیزی که کمتر کسی فکر آنرا می کرد. علاوه بر آنکه توانایی گوش کردن به موزیک های موجود در بازی را داشتیم می توانستیم قطعه های مورد علاقه خود را نیز در بازی گوش داده و از زیبایی های حاکم بر بازی لذت ببریم. بعد از چندین ماه شایعات مبنی بر ورود نسخه بعدی بازی به گوش رسید و سپس به صورت رسمی انتشار نسخه بعدی اعلام شد و همگان بی صبرانه در انتظار ورود این نسخه از بازی نشستند.



12/05/2003 Grand Theft Auto: Vice City : باز هم GTA و باز هم شاهکاری دیگر به نام Grand Theft Auto: Vice City .... نسخه ای که بیشتر حالت یک اضافه شونده برای نسخه قبل را داشت اما خود از ویژگی های منحصر به فرد بهره می برد. این نسخه از بازی نیز با ویژگی های بیشتر و جدیدتر از قبیل توانایی سوار شدن بر موتور و امکان خرید مکان های مختلفی از قبیل پیتزا فروشی ، بستنی فروش ، استودیوی فیلم سازی و... بار دیگر طرفداران خود را غافلگیر کرده و غرق در بازی کرده بود. بعد از گذشت چندین ماه خبر ساخت نسخه جدید بازی با نام Grand Theft Auto: San Andreas همگان را غرق در خوشحالی کرده و همانطور که در ابتدای متن اشاره کردم در طی چند هفته پیش انتظار ها به پایان رسید و این بازی جذاب روانه بازار شد.


حال نوبت به بررسی نقشه و شهرهای موجود در نسخه جدید بازی می رسد :
در این بازی شاهد وجود سه شهر هستیم. اما راهها و بزرگراه های رابط بین این شهرها ، نیز از وسعت مخصوص به خود بهره می برند.

Los Santos :
The Beach : پر هیجان ترین نقطه شهر که چه در روز و چه در شب ، شاهد برگزاری میهمانی های مختلف در آن هستیم.
Rodeo : بخشی از شهر که بیشتر ثروتمندان در آن زندگی می کنند و هتل مشهور Rodeo Hotel در اینجا قرار دارد.
RichMan Country Club : محلی که در آن زمین تنیس و گلف موجود بوده و بیشتر مورد رفت و آمد ثروتمندان می باشد.
The Market : در این منطقه کمپانی Home to the Verona Mall and Blastin' Fools Records Company وجود دارد و هرچند که بیشتر شبیه یک کمپانی ساده ساخت موسیقی می باشد اما بازار آهنگ های Rap در اختیار این کمپانی می باشد.
Idlewood : پیتزا فروشی ، سلمانی و باشگاه بدنسازی در این نقطه از شهر قرار دارند. یکی از مناطقی که خلافکاران زیادی در آن زندگی می کنند.
Ganton : یکی دیگر از مناطقی که آمار خلافکاری ها در آن بالا بوده و جنایات و دزدی های زیادی در آن رخ می دهد.
East Los Santos : یکی از مهم ترین مناطق شهر که اکثر باندهای تبهکار علاقه زیادی به تصاحب این منطقه دارند زیرا در اینجا زمین های بسکتبال و کلوپ Striptiz وجود دارد.
دو منطقه Mulholland و Los Santos Police Department نیز در این شهر قرار دارند که نیاز چندان زیادی به توضیح ندارند.

San Fierro :
Juniper Hollow : یکی از مناطق مهم شهر که در آن Jizzy's pleasure domes قرار دارد. در عین حال می توانید با رفتن به Gant Bridge Visitor Center شاهد مراسم عروسی باشید.
Downtown : یک منطقه مهم از نظر اقتصادی می باشد. در ضمن این منطقه به دلیل طوفان هایی که در آن رخ می دهد نیز زبانزد خاص و عام می باشد.
Easter Basin : منطقه ای که در آن باند Da Nang قرار دارد و آمار خلافکاری در این منطقه به شدت زیاد می باشد.
Doherty : منطقه ای که اکثر توزیع کنندگان مواد مخدر و دزدان اتومبیل در آن زندگی میکنند و شما نیز با دزدیدن اتوموبیل و تغییر رنگ دادن آن در n'spray shop می توانید اتومبیل را به Wangs Car Showroom بفروشید.
Garcia : این منطقه توسط San Fierro Rifa کنترل می شود و از آن به عنوان محلی که کار توزیع کنند گان مواد مخدر در آن آغاز شده است ، یاد می شود.
Alex's Hotdogs : هرچند که در ظاهر شاهد یک فروشنده عادی ساندویچ سوسیس هستیم اما در اصل Alex که نبض این منطقه را در دست گرفته است ، به عنوان عامل اصلی خلاف های الکترونیکی و جرایم رایانه ای در سطح شهر شناخته می شود.
San Fierro Medical Center : بدون شک بزرگ ترین بیمارستان سری بازی های GTA را می توان همین بیمارستان دانست که حتی درمان های رایگانی نیز بوسیله این بیمارستان انجام می گیرد.

LAS VENTURAS :
Blackfield : منطقه ای که در آن اکثر مسابقات خیابانی برگزار می شود و می توانید با ورود به اینجا شاهد مسابقات بوده و یا در مسابقات شرکت کنید نکته جالب در مورد این منطقه این است که هنوز با نام Turning Tricks Bike School شناخته می شود.
Rockshore : هر کاری که خلاف قانون باشد در این منطقه به وقوع می پیوندد. در ضمن در این منطقه یک سالن عروسی موجود می باشد.
The Strip : در این منطقه شاهد وجود قمارخانه های مختلف که برای هر سن و بودجه ای مناسب می باشد ، هستیم.
Old Las Venturas Strip : منطقه ای که همه مکان های آن در هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز باز هستند. شما می توانید به خوردن ساندویچ در رستوران پرداخته و به یاد روزهای گذشته بیافتید.
Roca Escalante & Creek : منطقه ای که پلیس های بسیار زیادی در آن به چشم می خوردند و کوچکترین خلافی از شما در این منطقه می تواند باعث ایجاد دردسر برای شما بشود. در ضمن در این منطقه می توانید با رفتن به مغازه هایی چون Creek Mall و یا Featuring Suburban به خرید لباس و کفش بپردازید.
Las Venturas Airport : یکی از سه فرودگاه موجود در San Andreas که به بیش از صد کشور پرواز دارد.

COUNTRY & DESERT :
Blueberry : منطقه مرده شهر که تنها در آن ویلاهای عظیم دیده می شود و در نزدیکی های شهر San Fierro قرار دارد.
Palomino Creek : یک محله ترک شده که البته بی جان نمی باشد. جالب است بدانید که بانک موجود در این منطقه دایما مورد دستبرد قرار می گیرد.
Angel Pine : یکی دیگر از نقاطی که خلافکاران زیادی در آن حضور دارند. در این منطقه نیز شاهد وجود مغازه فروش اسلحه می باشیم.
Bayside Marina : منطقه ای که در نزدیکی San Fierro قرار دارد و از اینجا به راحتی می توانید کوه Gant را ببینید. در ضمن در این منطقه مدرسه آموزش شنا نیز موجود می باشد.
World's Largest Cock : منطقه ای که بزرگ ترین خروس دنیا در آن وجود دارد و افراد زیادی از سراسر نقاط جهان برای دیدن این خروس به این منطقه می آیند.
Las Barrancas : شاید می توان این منطقه را به عنوان جایی که به سادگی در آن خلاف انجام می گیرد دانست و آمار خلاف در این منطقه بسیار بالا می باشد.
Hunter Quarry : جایی که می توانید از آن برای نابود کردن جسد انسان هایی که کشته اید استفاده کنید همانطور که خلافکاران دیگر نیز این کار را می کنند !

بعد از بررسی نقشه وسیع San Andreas نوبت به معرفی باندهای خلافکار مختلف موجود در بازی می رسد :



Orange Grove : باندی که CJ (Carl Johnson) در آن عضو می باشد و سایر دوستان او نیز در این باند حضور دارند و مدت زمان بسیاری است که آنها هیچ گونه حرکتی از خود نشان نداده اند اما اکنون وقت آن رسیده است که کنترل خیابان ها را به دست گرفته و به مبارزه با سایر رقبای خود بپردازند. این باند مشکلات زیادی بر سر مواد مخدر و رقابت بر سر این موضوع با باند دیگری به نام The Ballas دارد. از مهمترین مشخصه های این باند برای شناسایی ، لباس های سبزی می باشد که بر تن می کنند.



The Ballas : این باند که مشکلات بسیار زیادی با Orange Grove دارد کنترل منطقه Idlewood را در اختیار دارد و برای تصاحب مناطق مختلف Los Santos رقابت شدیدی با باند Vagos دارند. آنها از سال 1970 به انجام خدمات بسیار مفیدی همچون دزدی آدم ، توزیع مواد مخدر و فروش اسلحه می پردازند.



Varios Los Aztecas : باندی که با دستمال هایی که بر دهان خود می بندند جلب توجه کرده و در همان نگاه اول شناخته می شوند. این باند بیشتر از سلاح های آتش زا استفاده می کند و نام این باند دایما در درگیری های خیابانی و جنایات مختلف به گوش می رسد. لازم به ذکر است که این باند دارای روابط بسیار صمیمی با باند Los Santos Vagos می باشد.



Los Santos Vagos : باندی که با لباس های زردی که بر تن می کنند معرف عام هستند و به همراه باند Varios Los Aztecas نبض بسیاری از مناطق را در اختیار گرفته و به قاچاق اسلحه و مواد مخدر می پردازند.



San Fierro Rifa : حاکم اصلی منطقه Garcia ، این باند می باشد . آنها به این اعتقاد دارند که عصر هرویین به سر رسیده است و به توزیع و قاچاق کوکائین می پردازند.



Triads : باندی که نبض بسیاری از مناطق San Fierro و محله های چینی را در دست داشته و در راس آنها فردی به نام Wu Zi Mu قرار دارد. این باند کنترل یکی از مهمترین قمارخانه های منطقه Las Venturas با نام Four Dragons را در دست دارد. این باند دایما مورد تهاجم باندهای مختلف قرار دارد ، اما در این بین خصومتی دیرینه با باند Da Nang Boys دارد.



Da Nang Boys : باندی که توسط جوانان ویتنامی تشکیل شده است. آنها دایما با باند Triads به مجادله می پردازند و افراد بی رحم بسیار زیادی در این باند به چشم میخورد و کنترل اسکله و لنگرگاه های بسیاری را در سواحل کناری San Fierro در دست دارند.


به طور قطع قبل از ورود بازی خیلی از افراد اعتقاد داشتند که این نسخه از بازی باید دارای داستان جذابی بر خلاف دو نسخه قبل خود باشد که اینچنین نیز شد و در این نسخه شاهد خط داستانی بسیار جذاب که انگیزه اتمام بازی را به بازیکن می دهد ، می باشیم. داستان بازی در دهه 1990 می گذرد. کارل جانسون شخصیت اصلی بازی ملقب به CJ بعد از پنج سال دوری از Los Santos و زندگی در Liberty City به علت شنیدن خبر مرگ مادرش دوباره قدم به این شهر میگذارد. به محض ورود به شهر ، توسط پلیس دستگیر میشود و مورد بازجویی قرار میگیرد. پلیس ها پولهای کارل را گرفته و او را در میانه راه رها می کنند. اینک او به خانه مادریش بازگشته ، برادر و خواهر و دوستانش منتظر او هستند. اما براستی چه کسی عامل قتل مادر کارل بوده ؟ آیا کارل از پس زندگی در San Andreas بر می آید ؟ نقش او در این بین چه می تواند باشد ؟ آیا او خواهد توانست به دوستان خود اعتماد و اعضای خانواده را مجددا گرد هم آورد ؟ این سؤالاتی است که با بازی کردن San Andreas به آنها پی خواهید برد. اکنون وقت آن رسیده است که صدای خود را به تمام باندهای موجود در San Andreas رسانده و شروع به گرفتن کنترل خیابان های این شهر وسیع بکنید.
شما برای اولین بار در تاریخ این بازی ، می توانید بازی را بصورت 2 نفره انجام بدهید ! بله تعجب نکنید در طول بازی مکانهایی با شمایل دو آدمک وجود دارد که اگر وارد آنها بشوید و با دسته دوم دکمه ای بزنید بازی به حالت 2 نفره در می آید و قادر خواهید بود با دوست خود به بازی ادامه دهید. البته این قابلیت شامل حالت داستانی بازی نمیشود و فقط در حالت گشتن در شهر ممکن میباشد.
یکی از امکانات جالب اضافه شده به این بازی ، قابلیت دوست یابی است. در کل بازی ، شش دختر وجود دارد که قادر خواهید بود با آنها رابطه دوستی برقرار کنید. شاید بپرسید این کار چه فایده ای دارد ؟ باید گفت وقتی دوستی شما به پنجاه درصد رسید ، قادر خواهید بود کلید ماشین او را گرفته و هنگامی که به صد در صد رسید او برای شما یک دست لباس خواهد خرید. شما میتوانید درصد دوستی خود را بوسیله بردن او به گردش و رستوران و کازینو پر کنید.
از نکات مثبت بازی ماموریت های طولانی و متنوع بازی است. شما اگر در این سری از بازیها خیلی هم حرفه ای باشید برای به اتمام رساندن بازی حداقل به 30 ساعت بازی نیاز دارید. در صورت اتمام بازی از لحاظ خط داستانی قادر هستید داخل شهر به گشت و گذار بپردازید و مکان های مخفی بازی را کشف کنید. اما از نظر تنوع ماموریت ، شما تا آخرین ماموریت بازی هم به هیچ وجه خسته و دل زده نخواهید شد . در بعضی از ماموریت ها ، شما گمان میکنید که مشغول انجام یک بازی اکشن سوم شخص هستید . از جمله در ماموریتی که باید وارد یک کشتی نظامی شوید و هواپیمای جتی را به سرقت برده و با استفاده از آن جنگنده چند کشتی را منهدم کنید.



همانند نسخه های قبلی شما باید بیشتر ماموریت ها را با کمک گرفتن از افراد مختلف به اتمام برسانید. ماموریت هایی که به داستان اصلی ربطی ندارد هم بیشتر و هم جذابتر شده شما با گرفتن مهمات و سلاح های بیشتر و دزدی از زاغه های مهمات محلی کم کم یک نیروی رانش هیدرولیکی بدست می آورید. ماموریت های بازی در سطح بسیاری وسیعی قرار دارند. البته در ابتدا مأموریت هایی بسیار ساده را بر عهده دارید که رفته رفته میزان سختی مأموریت ها بیشتر شده و با شرایطی بسیاری دشوار ، روبرو خواهید شد. به طور قطع دستمزد شما نیز بسته به نوع ماموریت متفاوت خواهد بود. لازم به ذکر است که شما در طول بازی می توانید لباس ، کفش ، عینک و حتی گردنبند برای خود خریداری کرده و لباس خود را در طول بازی و در هنگام بازگشت به خانه تغییر بدهید. شما می توانید با رفتن به رستوران های مختلف به خوردن غذاهای مورد علاقه بپردازید و در صورتی که غذا را به صورت مداوم مصرف کنید دچار حالت تهوع می شوید. حتی ممکن است با خوردن مقدار زیادی غذا چاق بشوید. به همین دلیل و برای لاغر کردن و همچنین قوی کردن عضلات و ماهیچه های خود می توانید به باشگاه بدنسازی مراجعه کرده و به استفاده از تجهیزات موجود بپردازید. جالب است بدانید که با پرداخت مقدار معینی پول می توانید نقطه دلخواه بدن خود را خالکوبی کنید و یا برای حالت دادن موهای خود به سلمانی مراجعه کنید. از جمله نکات دیگری که در این نسخه جلب توجه می کند توانایی ارتقای ، قابلیت اتومبیلتان می باشد. به عنوان مثال شما می توانید ویژگی های مختلف اتوموبیل مورد نظر خود را از نظر سرعت ، مقاومت و حتی رنگ داخل و یا خارج اتومبیل را ، تغییر بدهید. لازم به ذکر است برای کسب پول در این نسخه می توانید در نیمه های شب به خانه بسیاری از افراد دسترسی پیدا کرده و دستبرد بزنید. البته باید مواظب باشید تا مبادا صاحبخانه از خواب بیدار شده و شما را در حین ارتکاب جرم دستگیر کند. شرکت در مسابقات شرط بندی اسب سواری یکی دیگر از مزایای این نسخه به حساب می آید که از جذابیت بالایی بهره مند می باشد. در ضمن شما در طول این نسخه می توایند به انجام ورزش هایی چون بسکتبال نیز بپردازید.یکی دیگر از نقاط قوت بازی را می توان در توانایی شنا کردن در طول بازی دانست که از جذابیت بالایی برخوردار می باشد. در ضمن در این نسخه قادر به پریدن از روی دیوار می باشید. علاوه بر همه موارد فوق قادر به سوار شدن بر اتومبیل ، موتور و حتی دوچرخه و انجام حرکات تکنیکی با دوچرخه می باشید.



چرخش دوربین و کنترل شخصیت در سطح بسیار خوبی قرار دارد اما متاسفانه در کنترل اتوموبیل مشکلاتی به چشم می خورد که کمی کار را سخت می کند اما به مرور زمان این مشکل به صورت عادی در آمده و شما به همه چیر عادت خواهید کرد. هوش مصنوعی نیز در رده کاملا موفقی قرار دارد و هیچ نقصی در آن به چشم نمی خورد. همانطور که نابود کردن دشمنان و انجام ماموریت در بسیاری از مواقع برای شما آسان خواهد بود ، در برخی مواقع دیگر نیز دشمنان ، دردسرهایی برای شما ایجاد خواهند کرد.
حال بهتر است کمی هم از نقاط ضعف بازی سخن به میان بیاورم. در اولین نگاه و در آغاز بازی شاهد اولین نقص موجود در GTA SA خواهید بود. کیفیت و گرافیک بسیار ضعیف دموهای موجود در بازی که شاهد حرکات ناموزون شخصیت ها می باشید. به عقیده من گرافیک موجود در بازی چند برابر بهتر از گرافیک حاکم بر دموها می باشد.
حال که صحبت از گرافیک بازی به میان آمد باید بگویم که یکی دیگر از نقاط ضعف نیز در این بخش می باشد هرچند که گرافیک بازی در سطح قابل قبولی قرار دارد اما به هیچ وجه آنطور که انتظار می رفت موفق نبوده و در برابر بسیاری از بازی هم سبک خود دارای کمبودهایی می باشد. هرچند که طراحی شخصیت ها به خوبی انجام گرفته است اما طراحی محیط اطراف دارای ضعف های گوناگونی می باشد.
صدا و موزیک های بازی در سطح بسیار موفقی قرار دارد. وجود ایستگاه های رادیویی مختلف که از موزیک های متنوع بهره می برند از مهمترین مزایای بازی به حساب می آید. همانطور که شما انتظار دارید لیست موزیک ها به وسیله ی آرتیست های R&B همچون Tupac Shakur ، Dr.Dre ،Snoop Dogg ، Boys II و Bell Bir Devoe تحت الشعاع قرار گرفته اند . همه ی این ستارگان ارزشمند هالیوودی نقش های خالی را در SA پر کرده اند. در عین حال صدای کاراکترها در سطح خوب و عالی قرار دارد.
با آمدن نسخه های بیشتر این بازی موتور گرافیکی آن هم پیشرفت قابل قبولی داشته ولی هنوز GTA III از لحاظ گرافیکی طرفدار بیشتری دارد، چرا که این نسخه هم همانند GTA III نبود. بعضی ها معتقدند که محیط GTA III در مقابل این نسخه خیلی کوچکتر است و PS2 توان این را نداشت که آن همه محیطهای بزرگ SA را پردازش کند. این بازی از لحاظ پردازش گرافیکی روی PS2 ضعیف بود و در بعضی جاها خیلی از جزئیات محو و یا نشان داده نمیشد. ما باید منتظر نسخه ی PC باشیم تا از حداکثر گرافیک این بازی استفاده کنیم . در مجموع می توان این بازی را بهترین و موفق ترین بازی روانه شده به بازار در طی سال اخیر دانست که از موفقیت های بسیار زیادی بهره مند بوده و دارای وسعت بسیار زیادی می باشد. انجام این بازی را به همه شما دوستان توصیه می کنم. در آخر هم باید گفت طبق خبرهای رسیده شماره بعدی بازی دارای شخصیت اول زن خواهد بود .

نقد و بررسی gta iv

زندگی پیچیده شده است. من انسان هایی رو به قتل رسوندم، افرادی رو قاچاق کردم، افرادی رو فروختم. امکان داره اینجا، مسائل به شکل دیگری باشند." این جملاتی است که شخصیت بازی Grand Theft Auto IV یعنی Niko Bellic با حالتی معنادار به زبان می آورد. اینها تنها جملات یک روح شیطانی نیست که موقعیت های جدیدی را در شهری جدید جستجو می کند. بلکه این جملات مستقیما به آینده این سری بازی ها، نیز اشاره می کند.
 
مطالب آغازین تنها اشاره ای بود به سطح تغییراتی که در بازی رخ داده است. و البته به این معنا نخواهد بود که GTA به واقعیت رسیده است. در اینجا (GTA IV) چیزی به نام نیویورک وجود نخواهد داشت. بلکه نیویورک تنها تصوری است از Liberty City دوباره سازی شده در بازی جدید. جایی که بعضی از گیمرها آن را بهتر از مکان زندگی خود میشناسند.


 

با توجه به اهمیت این سری از بازی ها شایعات بسیاری در این مدت پیچیده بود. برخی تصور می کردند که قسمت بعدی از این بازی به یک MMO تبدیل خواهد شد. برخی فکر می کردند بازی در جهان واقعی اتفاق می افتد و برخی دیگر نیز فکر می کردند ادامه این بازیها در فضا خواهد بود. اما باز هم همه چیز در همان Liberty City ادامه پیدا خواهد کرد.


 

Liberty City جدید، متروپلیس شلوغی است که خیابان هایش از جمعیت اشباع شده و بصورت عمودی به گسترش خود ادامه می دهد. بسیاری از نمادهای نیویورک واقعی در این شهر وجود دارند، اما با کمی تغییر. مثلا ساختمان های MetLife که به GetaLife تغییر نام داده اند یا مجسمه آزادی که به مجسمه شادکامی تغییر نام داده.


 

"ما اینجا زندگی می کنیم،" مطلبی که Dan Houser یکی از طراحان اصلی بازی اشاره می کند و ادامه می دهد: "ما چند سالی است که اینجا هستیم. حتی افرادی که در اسکاتلند بودند مدت زیادی را اینجا با ما گذرانده اند. این محیطی بود که حتی در رویاهایمان نیز نمی توانستیم آن را برای یک بازی ویدیویی متصور شویم."


 

در GTA IV، استودیوی Rockstar چهار بخش از پنج بخش نیویورک، بعلاوه قسمتی از نیوجرسی را پیاده سازی کرده است. این شهر کوچکتر از شهر San Andreas است، اما حتی یک ذره از این فضا، خالی رها نشده است. شهر جدید بسیار شلوغ و به هم پیوسته است که چشمان هر کس را به خود جلب می نماید. شهری که نمایانگر چند دهه از بهترین طراحی و معماری است. با برج های بسیار بلند و جریان زندگی بسیار سریع. در GTA IV منطقه بروکلین به Broker، منهتن به Algonquin، کویین به Dukes و برانکس به Bohan و نیوجرسی به Alderney تغییر نام پیدا کرده است.


 

"این کل شهر نیست،" Houser ادامه میدهد "ما شهری میسازیم که مانند نمونه واقعیش باشد و به خوبی برای ایجاد گیم پلی، گسترده باشد. جهان واقعی ساخته نشده که یک بازی ویدویی باشد. ما سعی داریم بازیی بسازیم که مانند جهان واقعی باشد و هم چنان مانند یک بازی ویدیویی قابل بازی کردن باشد."


 

طراحی شهر و ماموریت ها طوری بوده که این دو مکمل یکدیگر باشند. همه چیز این جهان دلیلی برای وجود خود دارد، چه برای کامل کردن قسمتی از گیم پلی، چه برای ایجاد جو و فضای بازی.


 

"ما سعی داشتم تا به این شهر زندگی ای از نوع نسل بعد بدهیم. بتوانیم احساس حضور در آنجا را بوجود آوریم. احساسی از (که همیشه یکی از بخش های مهم GTA بوده است) اینکه در خیابان ها راه می روید یا به آهستگی رانندگی می کنید و زندگی را مشاهده می کنید که روال عادی خود را ادامه میدهد، و سعی می کنید که (با آن) مشغول تر و درگیر تر از همیشه باشید." Houser ادامه میدهد "ما سعی داریم تا چیزی بسازیم که بسیار لذت بخش تر (Fun)، قابل باورتر و زنده تر از همیشه باشد. این ها چیزهایی است که ما وقت بسیاری برای آنها گذاشته ایم. تا مثلا رفتارهای متفاوتی را برای عابران و مردم بوجود آوریم، تا بیشتر نسبت به محیط وابسته باشند و از آن تاثیر بگیرند. چیزهایی که ما مقدار کمی از آن را در گذشته بوجود آورده ایم. شخصی را می بینید که دارد سیگار می کشد و کمی آنطرف تر شخص دیگری در باجه تلفن مشغول حرف زدن است و شخص دیگری هم بر روی صندلی آن کنار نشسته است. اینها فوق العاده به نظر می رسد و بسیار واقعی تر است نسبت به قبل که مردم تنها در خیابان ها مشغول راه رفتن بودند."


 

نبش و شلوغی یک شهر در حال پیشرفت


 

شهر با سطح بالایی از جزئیات به حال حرکت و زندگی درآمده. خورشید بر روی سطح اشیای شیشه ای به زیبایی میدرخشد، و جزئیات تکه آجرهای قدیمی را نمایان می سازد و حتی نشان می دهد که یک کیسه زباله چقدر می تواند واقعی به نظر برسد. زمانی که خورشید شروع به غروب کردن می کند چهره شهر نیز شروع به تغییر می کند. ساختمان هایی که هنگام روز بسیار زیبا به نظر میرسیدند در هنگام شب چهره ای نا زیبا پیدا می کنند. و این همان اختلافی است که در ظاهر نیویورک واقعی در روز و شب وجود دارد و سعی شده در Liberty City نیز پیاده شود.


 

"طراحی و شکل ظاهری شهر چیزی بود که ما بخوبی توانستیم در بازی پیاده کنیم. اینکه سعی داشته باشیم چنین چیزی را در بازی ویدیویی به وجود آوریم، کار جدیدی به حساب می آید. یکی از ویژگی های مهم نیویورک این است که با گردش در آن می توانید با افراد بسیار مختلفی (با ویژگی های مختلف) آشنا شوید. و این یکی از ویژگی های نیویورک بود که ما سعی داشتیم در بازی ایجاد کنیم. در بازی تعداد زیادی افراد غیر آمریکایی را خواهید دید."


 

یکی از این خارجی ها Niko Bellic است. کسی که از اروپای شرقی آمده و هرگز به Liberty City مسافرت نمی کرد اگر به خاطر پسر عمویش Roman نمی بود. بلیک به این شهر آمد چون ایمیل هایی از Roman دریافت می کرد که: "من از این زندگی لذت می برم. رویای آمریکایی به حقیقت پیوسته. زندگی در اینجا مثل زندگی در آرزوهایت است." Houser توضیح میدهد "و بلیک این موضوع را باور می کرد." اعتقاد او برای رها کردن گذشته، برای چیزی که فکر می کرد آمریکایی سبز و خرم باشد نمی توانست به جایی فراتر از واقعیت برسد. Roman به او دروغ گفته بود. او مشهور و پولدار نبود و در حقیقت تا خرخره در مشکلات فرو رفته بود. او به پسر عمویش دروغ گفته بود تا بتواند اشتباهات خودش را در زندگی جبران کند.


 

زمانی که متوجه این مسائل می شوید و می خواهید شخصی از گوشت و خون خود را خفه کنید به یاد می آورید که او (Roman) تنها دوست شماست که در آمریکا میشناسید. بر خلاف San Andreas بلیک این شانس را نخواهد داشت تا به محل زندگی خود بازگردد. زندگی او از لحظه ورودش به آمریکا شکل دیگری پیدا می کند. Roman شدیدا بدهکار است و بسیاری از خلاف کاران بدنبال او می گردند."


 

ک روز معمولی دیگر


 

دمویی که برای ما به نمایش درآمد بر روی کنسول Xbox 360 اجرا میشد و بلیک را نشان میداد که در ایستگاه تاکسی ای ایستاده بود که رومن در منطقه Broker و در یک گاراژ قدیمی اداره می کرد. انجین جدید بازی به زیبایی قدرت خود را به نمایش در می آورد. میز رومن پر از کاغذ خورده و آشغال بود و دیوارهای اتاق نیاز به یک دست رنگ جدید داشتند، و پنجره های اتاق به نظر نمی رسید که هرگز تمیز شده باشند. خورشید به روشنی در بیرون میتابید، اما شما نمی توانستید این موضوع را با نگاه به پنجره های اتاق متوجه شوید. پنجره های کثیفی که لکه های زرد رنگ روی آن ها به سختی اجازه عبور نور را می دادند. تنها نشانه حیات در این اتاق رادیویی بود که موسیقی گوش خراشی از آن شنیده میشد. و بلیک همچنان در اتاق ایستاده بود، آرام و استوار و آماده برای شروع کارها.


 

با وجود اینکه بلیک می تواند با جمع و جور کردن این اتاق لطفی در حق پسر عمویش انجام دهد، اما کارهای مهم تری برای انجام دارد. همینطور که او اتاق را ترک می کند، شما می توانید وزن او را از حرکت قدم هایش احساس کنید. تنوع و گوناگونی سطح زمین باعث بوجود آمدن تنوع در حالات حرکت او شده است. شما می توانید مشاهده کنید که چگونه حرکت او توسط فیزیک فوق العاده بازی به نمایش در می آید.


 

"فیزیک بازی فوق العاده و جذاب خواهد بود، " Houser ادامه می دهد "ما سعی کردیم مانند بقیه قسمت های بازی، فیزیک نیز حرکتی رو به جلو داشته باشد. فیزیک یکی از زمینه هایست که بازی ها می توانند در آن بسیار بهتر شوند. اگر شما می خواهید یک سوم شخص اکشن داشته باشید، فیزیک می بایست بسیار عالی باشد. احساس کنترل داشتن بر روی شخصیتتان باید بسیار قابل لمس باشد. احساس حرکت در محیط، و بالا رفتن از اشیا باید بسیار بهتر از چیزی که هست باشد. حرکات و انیمیشن ها نباید حالتی پیش بینی پذیر و یکنواخت داشته باشند. یکی از اهداف ما از شروع ساخت بازی این بود که بازی باید احساسی متفاوت از بازی های دیگر داشته باشد. نباید شخصیت بازی ظاهر خوبی داشته باشد، و در عین حال مقاوم و تسخیر ناپذیر نیز باشد."


 

بلیک چیزی نیست جز یک انسان مقاوم و خشک. پیاده روی بلیک در اینجا و جلوی خانه ای به پایان رسیده. بد و بیراهای دو نفر - شاید دوست، شاید همسایه - از خانه بقلی به گوش می رسد. بلیک در را باز می کند - باز هم حرکات طبیعی و تاثیر وزن به زیبایی دیده می شود. با چسبیدن بلیک به دیوار و بیرون آمدن اسلحه او از جیبش متوجه می شوید که اینجا نمی تواند خانه بلیک باشد. یک نگاه سریع به اطراف شما را متوجه میسازد که اینجا اتاق نشیمن خانه است، با مبلمانی قدیمی به رنگ قهوه ای و سبز. بلیک به آرامی و در حالی که اسلحه را به سمت آشپزخانه پر نور نشانه گرفته در حال حرکت است. آشپزخانه خالی است. هیچ کس در این خانه کوچک نبود. بلیک با افزودن به سرعت قدم هایش، خانه را از در پشتی ترک می کند.


 

دوباره در خیابان هستیم. او در مسیری مستقیم به سمت یک ماشین پارک شده می رود - یک ماشین قرمز چهار در با جزئیات بسیار خوبی که به نظر می رسد وسیله نقلیه خانواده های موفق منطقه بروکر باشد. بلیک به جای اینکه دستگیره را امتحان کند تا از قفل بودن آن مطمئن شود، با ارنجش ضربه ای به شیشه ماشین می زند و خورده های شیشه بر روی زمین و صندلی ماشین می ریزد. حالا او یک ماشین دارد و با آن در حال حرکت به سمت مقصد بعدی است. Houser می گوید که تمام ماشین های موجود در بازی نیز دارای فیزیک هستند. دوربین، ماشین در حال حرکت را بسیار نزدیک تر از آن چیزی که در GTAهای قبلی دیده بودیم نشان میدهد. و این باعث می شود که علاوه بر دیدن جزئیات بیشتری از اتومبیل بتوانیم ناحیه بیشتری از (بلندی های) شهر را مشاهده کنیم.


 

پس از دستکاری پیچ رادیو و پیدا کردن موزیک آرامی برای ادامه رانندگی، بلیک به بررسی منطقه ای که در آن رانندگی می کرد، یعنی BOABO پرداخت. و سرانجام به بارانداز رسید. منطقه ای با نمای زیبایی از مرکز شهر و افق زیبای آن. در اسکله، صدای مرغان دریایی و صدای گفتگوی مردم به گوش می رسید، و شما می توانید احساس کنید که بلیک نیز با تماشای این چشم انداز احساس آرامش می کند. پس از کمی حرکت به سمت آب که کاملا واقعی به نظر می رسید،. بلیک پایش را بر روی سنگی گذاشت و تلفنش را از جیبش بیرون آورد. این حرکت باعث شد که صفحه تلفن بزرگ شود و بر روی HUD بازی به نمایش در آید. و قسمت های دفترچه تلفن، پیام ها، Organizer و دوربین در این حالت به نمایش در آید. پس از انتخاب دفترچه تلفن، بلیک با گزینه های دیگری روبرو شد: City Contacs، دوستان بارانداز و Cab Contacs. نمی دانیم که بلیک با چه کسی تماس گرفت، ولی پس از پایان مکالمه متوجه می شویم که آن دو قرار است یک دیگر را در اسکله ببینند.


 

طح جدیدی از آزادی


 

"در تمام GTAهای قبلی شما مانند یک برده بودید، "‌ Houser اشاره می کند "افرادی بودند که به شما دستور میدادند که کاری را انجام دهید، در اینجا نیز قسمت هایی از روند قبلی وجود خواهد داشت، چون شما زیر دست افرادی هستید که به شما می گویند که برای ادامه بازی باید چکار کنید. اما در مورد گذراندن بقیه وقتتان، حق انتخاب با شماست. دوست دارید با کسی قرار بگذارید، دوست دارید پیش آن کسی بروید که کارهای جالبی می تواند انجام دهد یا ... کارهای مختلفی برای پیشبرد داستان و گشتن در جاهای مختلف می توانید در وقت آزادتان انجام دهید. انتخاب های زیادی در مورد اینکه چکار می خواهید بکنید، خواهید داشت."


 

چگونگی پیشبرد داستان یکی از بخش های مهم در این بازی است، و این مسئله به تنوع ارتباط (تقابل) شما با شهر و ساکنانش وابسته است. طبق گفته های Houser، سازندگان بازی به افراد امکان آزادی بیشتر، انتخاب های بیشتر و احساس کنترل بیشتر بر سرنوشتشان را داده اند. بازی همچنان با شرح دادن و قصه گفتن (Narrative path) پیش می رود، اما ساختار آن کاملا تغییر کرده است. "داستان با روش های گوناگونی بیان می شود، " Houser اضافه می کند "اما ما سعی کردیم تا شکل برخورد شما با دیگران را تا جای ممکن متنوع کنیم. شما می توانید با خود آن ها صحبت کنید یا از تلفن استفاده کنید و بسیاری کارهای دیگر که توسط آن به بازیکن اطلاعات بدهیم. ما سعی کردیم موقعیت هایی به وجود آوریم که در آن درباره گذشته و آینده داستان بازی صحبت شود، یا حتی عقاید افراد به بازیکن منتقل شود."


 

"شما همچنان با افراد ملاقات می کنید، از آن ها ماموریت می گیرید، با آن ها ماموریت انجام می دهید و اگر کارتان را خوب انجام دهید، آن ها نیز کمکتان می کنند. یا حتی ممکن است به شما خیانت بکنند. ما سعی داشتیم ماموریت ها متنوع باشند. سعی داشتیم انتخاب هایی در ماموریت ها بوجود آوریم. سعی داشتیم شاخه هایی بوجود آوریم تا شاید شانس انتخابی مهم را بوجود آوریم. راه های جدیدی برای تقابل با شخصیت ها، برای تقابل با دنیای بازی. این تجربه ای متفاوت است."


سطح جدیدی از آزادی


 

"در تمام GTAهای قبلی شما مانند یک برده بودید، "‌ Houser اشاره می کند "افرادی بودند که به شما دستور میدادند که کاری را انجام دهید، در اینجا نیز قسمت هایی از روند قبلی وجود خواهد داشت، چون شما زیر دست افرادی هستید که به شما می گویند که برای ادامه بازی باید چکار کنید. اما در مورد گذراندن بقیه وقتتان، حق انتخاب با شماست. دوست دارید با کسی قرار بگذارید، دوست دارید پیش آن کسی بروید که کارهای جالبی می تواند انجام دهد یا ... کارهای مختلفی برای پیشبرد داستان و گشتن در جاهای مختلف می توانید در وقت آزادتان انجام دهید. انتخاب های زیادی در مورد اینکه چکار می خواهید بکنید، خواهید داشت."


 

چگونگی پیشبرد داستان یکی از بخش های مهم در این بازی است، و این مسئله به تنوع ارتباط (تقابل) شما با شهر و ساکنانش وابسته است. طبق گفته های Houser، سازندگان بازی به افراد امکان آزادی بیشتر، انتخاب های بیشتر و احساس کنترل بیشتر بر سرنوشتشان را داده اند. بازی همچنان با شرح دادن و قصه گفتن (Narrative path) پیش می رود، اما ساختار آن کاملا تغییر کرده است. "داستان با روش های گوناگونی بیان می شود، " Houser اضافه می کند "اما ما سعی کردیم تا شکل برخورد شما با دیگران را تا جای ممکن متنوع کنیم. شما می توانید با خود آن ها صحبت کنید یا از تلفن استفاده کنید و بسیاری کارهای دیگر که توسط آن به بازیکن اطلاعات بدهیم. ما سعی کردیم موقعیت هایی به وجود آوریم که در آن درباره گذشته و آینده داستان بازی صحبت شود، یا حتی عقاید افراد به بازیکن منتقل شود."


 

"شما همچنان با افراد ملاقات می کنید، از آن ها ماموریت می گیرید، با آن ها ماموریت انجام می دهید و اگر کارتان را خوب انجام دهید، آن ها نیز کمکتان می کنند. یا حتی ممکن است به شما خیانت بکنند. ما سعی داشتیم ماموریت ها متنوع باشند. سعی داشتیم انتخاب هایی در ماموریت ها بوجود آوریم. سعی داشتیم شاخه هایی بوجود آوریم تا شاید شانس انتخابی مهم را بوجود آوریم. راه های جدیدی برای تقابل با شخصیت ها، برای تقابل با دنیای بازی. این تجربه ای متفاوت است."


 

در قسمت های قبلی GTA هدف کاملا مشخص بود. شما همیشه از پایه شروع می کردید و خود را به بالاترین سطح می رساندید. داستان بلیک درباره تبدیل فقیر به ثروتمند یا فقیر به فقیر نیست. از فقیر به جایی ما بین این دو است - رها شدن در دنیایی که کنش بازیکن روندش را تعیین می کند - مخصوصا اینکه Rockstar شدیدا بر تعیین سرنوشت بازی به دست خود بازیکن تاکید دارد. Houser در این باره توضیح می دهد "‌شما فقط ماهی کوچکی هستید در یک دریاچه پر از ماهی. و این بدین معنی است که شما نمی توانید در چنین جایی حاکم مطلق باشید. این هدف غیر ممکن است."


 

در دوران کنسول های نسل قبل، GTA در دوره های مختلف زمانی اتفاق می افتاد. Vice City در دهه 80 و San Andreas در دهه 90 بود. از زمان GTA III تا به حال این بازی ها در Liberty City اتفاق نیفتاده است و هم اکنون GTA IV در همان شهر و در زمان معاصر، یعنی سال 2007 اتفاق می افتد. در این بازی شهر بزرگتر شده است و زمان آن نیز تغییر کرده است. این دو مسئله تاثیر زیادی بر فعالیت های خلافکاری در این شهر گذاشته است.


 

"از گفتگوهایی که با خلافکاران حرفه ای و پلیس های قلابی داشته ایم، به این نکته پی بردیم که خلاف کردن در این دوران بسیار مشکل شده است، " Houser‌ با لبخند می گوید "دوران طلایی این کارها سپری شده است و این چیزی است که تمام تلاشمان را می کنیم تا در بازی به وجود آوریم. مردم سریعا دستگیر می شوند و همه جا تحت کنترل پلیس است."


 

یشتر از آنچه که انتظار داشته اید


 

از نظر مقیاس، GTA جدید تفاوت چندانی با San Andreas نخواهد داشت. تنها تفاوت قابل توجه این است که بازیکنان نخواهند توانست به خلبانی هواپیماها بپردازند. "در بازی هیچ هواپیمایی در کار نخواهد بود، چون اینجا فقط یک شهر داریم." Houser اضافه می کند "جدا از این مسئله که اتومبیل ها مشابه هستند. ما می خواستیم که آنها حالتی واقعی داشته باشند. قرار نیست که بلیکبتواند اسکیت سواری کند. ما امکان انتخاب و تنوعی را به وجود آورده ایم که مناسب شخصیت بازی باشد. موتور سیکلت ها را حذف نکرده ایم. تمام وسایل (نقلیه) مانند آن را نگه داشته ایم. همه چیز مانند قبل و با همان تنوع است، اما طوری انتخاب شده اند که برای شخصیت بازی مناسب باشند."


 

درباره عواملی صحبت کردیم که باعث هر چه واقعی تر شدن شخصیت بازی می شوند. Houser می گوید که Rockstar North با طرز فکر جدیدی صداپردازان را گرد هم آورده است. افراد ناشناخته تری با صدا های جدید و نا آشنایی در صدا گذاری حضور دارند تا هر چه بیشتر و بهتر بتوانند حالات شخصیت های بازی را بروز دهند. لهجه اروپای شرقی بلیک به خوبی با ظاهر خشن او همخوانی دارد، و همهمه موجود در خیابان های شهر، حال و هوای نیویورک را فریاد می زند.


 

روند مشابه ای نیز برای انتخاب آهنگ ها و ایستگاه های رادیویی در نظر گرفته شده است. "گذشته را با دقت بررسی کرده ایم. و می خواهیم آهنگ هایی انتخاب کنیم که بخوبی با Liberty City سال 2007 مطابقت داشته باشند. ما مبنای موسیقی در بازی ها را قبلا تعیین کرده ایم، و فکر نمی کنم که تا به حال از آن بهتر عمل کرده باشیم. ما کارهای بسیار عالی آماده کرده ایم. فکر می کنم اینبار چیزهای قابل ملاحظه ای خواهیم داشت که بسیار به آن ها دلگرم هستیم. این فوق العاده است که ما از این طریق، تجربه ای را برای بازیکن بوجود آوریم که از طریق هیچ مدیوم دیگری قابل ارائه نباشد. شما می توانید به موسیقی گوش دهید که با حال و هوای شما همخوانی داشته باشد. می خواهید به موسیقی سنگینی گوش کنید، چون چنین احساسی دارید. یا می خواهید برای ملاقات با شخص دیگری بروید، پس احتیاج به یک موسیقی ملایم تر دارید. ما آهنگ هایی را انتخاب کرده ایم که با حرکت و جریان بازی سازگار باشد. در اینجا با یک بازی اتومبیل رانی مواجه نیستیم، بلکه با یک گروه تبه کار شهری سر و کار داریم. ما آهنگ هایی را انتخاب کرده ایم که فکر می کنیم با این نوع از بازی سازگار است. آهنگ ها میبایست از چیزهایی می بودند که با ضرب آهنگ یا احساس خاصی در بازی هماهنگ باشند، بدون آنکه سبک آن ها چندان مهم بوده باشد. زمانی که برای بررسی هر آهنگ صرف شده است برایتان غیر باور خواهد بود. عده زیادی از دوستداران موسیقی هستند که به چنین مسائلی اهمیت میدهند.


 

با همراهی چنین موسیقی واقع گرایانه ای با تصاویر ممکن است به این نتیجه برسید که این بازی خوشمزگی ذاتی این سری بازی ها را برای رسیدن به تجربه ای واقعی تر از بین خواهد برد. مطمئنا این بازی احساسی بسیار واقعی گرایانه تر را منتقل خواهد کرد. اما، شوخی های بازی نیز همچنان بی عیب و نقص باقی خواهند ماند. چه بصورت وقتی که شما به آگهی تبلیغاتی پخش شده از رادیو گوش می کنید، و صدای کسی را می شنوید که در خیابان زیر لب سخن می گوید، چه وقتی که بیلبوردی را می خوانید که نوشته، Liberty City همچنان جای خطرناکی باقی خواهد ماند. باز هم تیم مشابه ای، با همان شوخ طبعی قبلی، این بازی را به واقعیت تبدیل خواهد کرد.


 

به نظر Houser هنوز هم فوق العاده است که "از زمان ساخت GTA III ما هنوز هم همان تیم سازنده اولیه را داریم. ما تعدادی افراد با استعداد دیگر را نیز به تیممان اضافه کرده ایم، اما همچنان همان دو سرپرست برنامه نویسی اصلی را به همراه همان طراح فیزیک قبلی و همان تهیه کننده قبلی و همان طراحان قبلی در کنار هم داریم. همه بازهم در کنار هم هستند. هیچ کس تیم را ترک نکرده است."


 

"و این همان چیزی است که فوق العاده است. کار بر روی این بازی ها و توسعه آن ها برای همه اعضای گروه به عنوان یک تیم تجربه ای فوق العاده بود. ما هیچ یک از اعضای مهم استودیو را از دست نداده ایم. و افراد بسیار خوبی را نیز به تیم اضافه کرده ایم. این سازگاری و هماهنگی بین اعضای گروه به آن ها اطمینان خاطری برای کار با یکدیگر می دهد و باعث می شود که آن ها بدانند که ما به عنوان یک تیم قرار است چکار کنیم. و این مسئله بسیار مهمی است که در بقیه استودیوها کمتر مشاهده می شود. جاهایی که افرادی می روند و افرادی می آیند و همچنان بازیها به عنوان دنباله های پشت سر هم ساخته می شوند. من فکر می کنم این موضوعی است که ما را از بسیاری دیگر متمایز میسازد."


 

همواره تیم سازنده بازی سعی دارد چیزهایی را امتحان کند که هرگز در یک بازی ویدیویی پیاده سازی نشده اند. Grand Theft Auto معنای جدیدی به سبک اکشن بخشید، و به ما نشان داد که همه انتخاب های بازیکن نمی بایست روندی خطی را دنبال کنند و از یک مسیر ادامه پیدا کنند. با GTA IV تیم سازنده بازی به دنبال یافتن راه های جدیدی برای داستان پردازی، حرکت و تقابل میان بازیکن و جهان بازی می گردد. این تیم بهم پیوسته با ساخت هر بازی جدیدی به درجه بالاتری از ساخت بازی دست میابد. بعضی از دست آوردهای جدید شما را متعجب خواهند کرد، مانند Loadهای درون بازی. پس از صحنه Load اولیه بازی، دیگر هیچ صحنه Load شدن دیگری را مشاهده نخواهید کرد، حتی زمانی که به یک محیط سر بسته وارد می شوید و یا از آن خارج می گردید.


 

Rockstar North استودیوی جدایی از برنامه نویسان را در San Diego برای تهیه انجین اختصاصی بازی در نظر گرفته است. نام این انجین R.A.G.E یا Rockstar Advanced Game Engine است که قبل از این در بازی Table Tennis گوشه ای از آن را مشاهده کرده اید. و در شانزدهم اکتبر 2007 خواهید توانست تمام قدرت آن را در بازی Grand Theft Auto IV و بر روی کنسول های Playstation 3 و Xbox 360 مشاهده کنید.


 

 
هر دو نسخه بازی مانند یکدیگر خواهند بود، اما طبق اعلام Rockstar بسته های اختصاصی قابل دانلودی نیز برای Xbox 360 موجود خواهند بود. این بسته ها دارای ویژگی های قابل ملاحظه ای خواهند بود. وقتی درباره محتویات این بسته ها سوال کردیم تنها یک پاسخ شنیدیم: "محتویات اپیزودیک."


 

مانند تمام بازی های GTA که قبل از این عرضه شده اند، بازی جدید نیز بر روی Singleplayer متمرکز خواهد بود. البته قسمت چند نفره نیز وجود خواهد داشت. "بله، تا حدودی، "‌ Houser درباره قسمت چند نفره می گوید "ما یک حالت MMO نخواهیم داشت، اما سعی می کنیم که جالب و سرگرم کننده باشد. و بخوبی با نوع بازی در حالت تک نفره مطابقت داشته باشد."


 

مدت سه سال است که ساخت بازی شروع شده است. "ما می دانستیم که کاری در این وسعت ممکن است زمان زیادی ببرد. مخصوصا تهیه اجزای گرافیکی که مسئله بسیار زمان بری است. اجزا مورد نیاز بسیار زیاد و زمان بر بودند."


 

Houser میزان تغییرات این قسمت با قسمت های قبل را با تغییرات بازی از Grand Theft Autoهای اولیه به GTA III برابر می داند. این قدم بلندی بوده است که ما هنوز برای روی سیستم های نسل بعد ندیده ایم.


 همه همیشه گفته اند که، کتاب ها چیزهایی برای گفتن دارند، و فیلم ها نیز چیزهایی برای نشان دادن دارند. و این همان جایی است که بازیهای ویدیویی اهمیت پیدا می کنند." Houser اضافه می کند "و این همان جایی است که بازی ها پیشی می گیرند. بازیها به شما اجازه می دهند که جای دیگری باشید. این ویژگی فوق العاده ایست. ویژگی ایست که نمی توانید از مدیوم دیگری انتظار داشته باشید. این شانس که بتوانید در محیطی خیالی سیر کنید، جایی مثل Liberty City یا مریخ و یا هر جای دیگری، من فکر می کنم این قابلیت فوق العاده ایست که بازیهای ویدیویی به عنوان یک مدیوم هنری امکان آن را فراهم میسازند. کاری که ما سعی داریم این بار انجام دهیم این است که احساس بودن در جایی دیگر را بسیار قابل لمس تر سازیم. شکل پیشرفت و آشکار شدن داستان، تقابل با دیگر افراد و چگونگی رفتار محیط و کارهایی که می توانید انجام دهید را بطور کلی تغییر داده ایم تا بتوانیم احساس حضور در دنیایی دیگر را به شما منتقل کنیم.

جزئیات DLC بازی GTA IV

جزئیات DLC بازی GTA IV

 

 

 

 

 

 


  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بالاخره امروز اولین اطلاعات رسمی از DLC(محتوای قابل دانلود) بازی محبوب و پرفروش GTA IV شامل نام و تاریخ انتشار آن فاش شد. Grand Theft Auto IV که در April امسال برای دو پلتفورم X360 و PS3 منتشر شده بود، تمرکز بر روی شخصیتی صربستانی با نام Niko Bellic داشت. همچنین داستان بازی جزئیات بسیاری داشت و در Liberty City اتفاقات جالبی به وقوع پیوست. قسمت جدید بازی که تنها دارندگان کنسول Xbox 360 از آن بهره خواهند برد، دارای داستانی جدید همراه با شخصیتی جدید است. وی که با نام Johnny Klebitz شناخته می‌شود یکی از اعضای گروه موتور سواری Liberty City با عنوان The Lost است. خالق بازی و نایب رئیس Rockstar Games یعنی Dan Houser در رابطه با این کاراکتر بیان کرده که Johnny تفاوت‌های بسیاری با Niko از همه نظر مخصوصاً اتفاقاتی که در گذشته برایش رخ داده، دارد. همچنین وی ادامه داد که در حال حاضر نمی‌تواند جزئیات بیشتری از داستان را فاش کند زیرا آن‌ها تلاش نمی‌کنند که مقدار زیادی از موضوع اصلی را پیش از انتشار، از دست بدهند. Dan افزود اما می‌توانم بگویم که داستان طرف دیگری از Liberty City را به شما نمایش خواهد داد.

برای انجام قسمت جدید این بازی که The Lost and Damned نام گرفته، احتیاج به نسخه‌ی کامل GTA IV همراه با یک اکانت XBL دارید تا بتوانید این DLC را دانلود و اجرا کنید. همان طور که اطلاع دارید GTA IV یکی از بهترین بازی‌های امسال است که تقریبا دو/سوم از 5 میلیون نسخه‌ی فروخته شده، برای کنسول X360 بودند(بر طبق آمار گروه NPD). در بازی اصلی، Niko چندین بار با The Lost ملاقات کرد. اینبار، Niko تنها بخش کوچکی از داستان را تشکیل می‌دهد. Dan ادامه داد که "داستان مستقیماً با توجه به تصمیماتی که در بازی اصلی گرفته‌اید مرتبط نیست؛ اما تعداد زیادی از جزئیات و معماهای داستان قبلی روشن شده‌اند. پس این قسمت رنگ زیادی به داستان اصلی می‌بخشد." این DLC در تاریخ 17 February سال 2009(29 بهمن 1387) در شبکه‌ی XBLM قرار می‌گیرد.

Michael Pachter(تحلیل گر بازی‌های ویدئویی) پیش بینی کرده The Lost and Damned چیزی در حدود 20 دلار قیمت گذاری شود و تقریبا 2 الی 3 میلیون نسخه بفروشد. همچنین او گفت "من این محتواهای اپیزودیک(منظور DLCهای بازی GTA IV) را یک پیشرفت طبیعی در کیفیت محتوای قابل دانلود میبینم."